دل نوشــــــتــه هـــای مــــن

   تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد .

   تو همسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد .

    تو مال منی و من مال تو نیستم، باران منی و من کویری بیش نیستم .

   دیدی که در آینه ی چشمان خیسم ، چشمان تو حتی یک ذره هم خیس نشد !

    من پر از درد بودم و خسته ، اما دل تو حتی یک ذره هم دلگیر نشد !

    هستی و انگار نیستی ، گاهی حتی فراموشم میکنی و از من میپرسی که تو کیستی؟

    تو با منی و من تنها نشسته ام  ، تو در قلبمی و من اینک یک دلشکسته ام ! 

    نیستی و من تنها مانده ام ، آنقدر دلم گرفته که اینجا با غمها جا مانده ام  ...

 

 


+ تاریخ چهارشنبه 08 آذر 1391 ساعت 23:43 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید