دل نوشــــــتــه هـــای مــــن

 

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم

خداحافظ واین یعنی در اندوه تو میمرم

در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

وبرف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟

چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟

خداحافظ ،تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که میمانم

خداحافظ، بدون من یقین دارم که میمانی

 

+ تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 ساعت 01:23 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند،

وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است،

وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند...

و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس مي بينم...

بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرد...

+ تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 ساعت 01:12 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

بنويسيد به ديوار سكوت ، عشق سرمايه هر انسان است.

بنشانيد به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شيطان است.

و بدانيد كه فردا دير است. و اگر غصه بيايد امروز، تا هميشه دلتان درگير است.
پس بسازيد رهي را كه كنون ، تا ابد سوي صداقت برود ،
و بكاريد به هر خانه گلي ، كه فقط بوي محبت بدهد! ...
+ تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 ساعت 01:05 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

دلم سوخت واسه احساسی که پای تو هدر کردم
دلم سوخت که تو بودی و اما با تنهایی سر کردم
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندیش ولی باز نرفتی از یادم
دلم سوخت دلم سوخت

ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشمو به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش
دنبال خنده هاش نباش
اون دلش دیگه تو رو نمی خواد

توی خواب و خیالم هنو دستاتو می گیرم
می دونم که نمیای ولی من برات می میرم
همه احساس و قلبم تو دستای تو گیره
می خوام رها شم از تو عشقت از دلم نمیره
عشقت از دلم نمیره
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندیش ولی باز نرفتی از یادم
دلم سوخت دلم سوخت

ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشمو به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش
دنبال خنده هاش نباش
اون دلش دیگه تو رو نمی خواد

ای دل دیدی تنهات گذاشت و رفت
توی غمهات گذاشت و رفت
آره دوست نداشت و رفت
رفتش اما عکساش کنارمه
فقط تنهایی یارمه
ببین توی صدام غمه

ای دل  (بابک جهانبخش)

+ تاریخ جمعه 17 شهریور 1391 ساعت 18:28 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟

+ تاریخ جمعه 17 شهریور 1391 ساعت 16:51 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

+ تاریخ جمعه 17 شهریور 1391 ساعت 16:47 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

از حساب و کتاب بازار عشق

هیچ گاه سر در نیاوردم !

و هنوز نمی دانم چگونه می شود

هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم ؟

 

+ تاریخ چهارشنبه 01 شهریور 1391 ساعت 01:05 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی

برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی . . .

منتظر آن روز هستم

مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی

 

+ تاریخ چهارشنبه 01 شهریور 1391 ساعت 01:03 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(1)

آرزو دارم شبی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

میرسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

میرسد روزی که شبها در کنار عکس من

نامه های کهنه ام را مو به مو ازبر کنی . . .

 

+ تاریخ چهارشنبه 01 شهریور 1391 ساعت 00:58 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوستت دارم

چون حالا دلم چندین تیکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت . . .

+ تاریخ چهارشنبه 01 شهریور 1391 ساعت 00:51 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران