دل نوشــــــتــه هـــای مــــن

 

هعــــــــــــــی روزگار...
مادرم دست رو بالشم میکشد
نگاه معنی دارش.....:(
جواب میدهم :لیــــــــــــــــــوان آب
لبخند تلخـــــــی میزند و میگوید:
"لیوان پر از آب را باور کنم یا چشمان قرمزت را؟

1c91cd4de4e153be3.jpg

 

+ تاریخ پنج‌شنبه 07 شهریور 1392 ساعت 14:01 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

آدمی که میخواهد برود ،
میرود ...
داد نمیزند که من دارم میروم ...
آدمی که رفتنش را داد میزند ؛
نمیخواهد برود ...
داد میزند که نگذارند برود ...

+ تاریخ شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 00:40 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

زمان هیچوقت دردی را دوا نمی کند!
 
این ما هستیم که به مرور به " درد " عادت می کنیم.
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 03:06 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونهش و بگه :
 
 هی رفـ ـیـ ـق!
 
 از چیزی ناراحتی؟
 
 اونوقت آدم برگرده بگه:
 
 آره رفیق،ازهـمه چـی ...
 
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 03:01 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

 خدایاشبیه بادکنکی شده ام
 
 ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام...
 
 التماست میکنم...
 
 فقط یک سوزن!
 
 تکه تکه شدنم باخودم...
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:58 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(3)


وقتی دلت خسته شــد ، 
 
دیگر خنده معنایی ندارد ... 
 
فـقـط می خندی تا دیگران ، 
 
غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ! 
 
وقتی دلت خسته شــد ، 
 
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ... 
 
فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای ! 
 
وقتی دلت خسته شــد ، 
 
دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن...
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:54 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

دلم یک غریبه می خواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هـی حرف بزنم
...
و بزنم و بزنم
تا کمی کم شود از این همه بار
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه.....
انگار نه انگار!!

 images?q=tbn:ANd9GcQByEYngqD7M9HbV__EJM7

+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:51 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد
من اینجــــا نشسته ام
و با همین سیـــــ ـگار
قــــطار می آفرینم
نمی شنـــوی …!؟
سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد

q313_blackandwhitefashion.jpg

+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:37 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

من خیلی وقته از کسی ناراحت نمیشم..
 
تمام سختیش یه خنده زورکیه،
 
و شونه بالا انداختن الکیه...
 
خیلی وقته خیلی چیزا رو میدونم،
 
و خودمو میزنم به ندونستن...
 
سختیش یه لحظه حرف عوض کردنه ،
 
و بی خیال شدنه...
 
بی خیال ! ! ! 
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:32 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

 


بادکنـــک مـــن!
 
تاب نفســـي را که به آن داده‌ام نـــدارد
 
ببيـــن . . .
 
چگونـــه سر به هـــر کجا ميـــزند
 
که تهـــي شود از انـــدوه!
+ تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 02:30 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید