دل نوشــــــتــه هـــای مــــن

 

من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست

 

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست.

 

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد ،

 

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ،

 

واژه ها را باید شست واژه باید خود باد ،

 


 

واژه باید خود باران باشد ، چترها را باید بست ،

 

زیر باران باید رفت فکر را ، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر ،

 

زیر باران باید رفت .

 

دوست را ،زیر باران باید دید

 



 

عشق را ،زیر باران باید جست

 

 

زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت ،
 

 

 

زندگی تر شدن پی در پی ، زندگی آب تنی کردن
 

در حوضچه “اکنون” است

(سهراب سپهری)

+ تاریخ چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت 22:26 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(1)

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق بودن ...
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن ...

+ تاریخ سه‌شنبه 09 آبان 1391 ساعت 14:43 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

 

ایـن شــعرهـــا

 


بـــرونــد بــه جــهنّم

 


مــن فقــط

 


دیــوانـه ی آن لحــظه ام…

 


که قــــلبت…

 


زیــــر ســـرم

دسـت و پـــا بزند….

+ تاریخ دوشنبه 08 آبان 1391 ساعت 21:11 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست

ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند

ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست

و

ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري

+ تاریخ یکشنبه 07 آبان 1391 ساعت 15:55 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

 

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعرهای قشنگی

چون پرواز پرنده ها می خواند

 

دلم برای کسی تنگ است

کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد

و پری دلم را با وجود خود خالی

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد

دلم برای کسی تنگ است

که آمد

رفت

و پایان داد

کسی

کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود

+ تاریخ جمعه 05 آبان 1391 ساعت 20:26 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم

+ تاریخ جمعه 05 آبان 1391 ساعت 19:42 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

عشق یعنی خون دل یعنی جفا

عشق یعنی درد و دل یعنی صفا

عشق یعنی یک شهاب و یک سراب

عشق یعنی یک سلام و یک جواب

عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه

قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من به باران بی امان بگو :دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین

قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ه

ا بیشتر از حنجره ها می فهمند

 آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

+ تاریخ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ساعت 09:48 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

 

وقتی دلتنگی به یاد کسی باش که دوستت داره !

 

وقتی سکوت کردی یاد کسی باش که محتاج صداته!

 

وقتی غمگینی به یاد کسی باش که عاشق خنده هاته!

 

وقتی نا امیدی به یاد کسی باش که تنها امیدش تویی ...

+ تاریخ چهارشنبه 03 آبان 1391 ساعت 10:50 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

هرچه باشی خوب یا بد دوستت دارم

غزل آغاز شد شاید بدانی دوستت دارم

که حتی لااقل اینجا بخوانی دوستت دارم

ز دل بر خاستم تا در غزل باران احساسم

نپنداری که من تنها زبانی دوستت دارم

از اوج چشمهایت جرائت پرواز می گیرم

زمینی هستم اما آسمانی دوستت دارم

تو را جان می فشانم اگر هزاران بار جان گیرم

هزاران بار با هر جان فشانی دوستت دارم

قسم بر لحظه اعدام بر رگبار مژگانت

به آن زخمی که بر دل می فشانی دوستت دارم

زدی آتش به جانم با کلامی آتشین اما

بدان من با همه آتش بجانی دوستت دارم

درون آیینه با یک نگاه ساده می فهمی

که تنها آنقدر که دلستانی دوستت دارم

به عاشق ماندن و تنهایی و پژموردگی سوگند

که تو حتی اگر با نمانی دوستت دارم

غزل پایان گرفت و من در اینجاخوب می دانم

بدانی یا ندانی جاودانی دوستت دارم

+ تاریخ چهارشنبه 03 آبان 1391 ساعت 10:45 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

من ترانه هایم را قاب می کنم...

با سنجاق تنهاییم ؛

به گوشه ای می آویزم ،

تا تو بخوانی...

اگر خواندی ،

فقط لبخند بزن...

لبخند تو ؛

هر لحظه اش ، یک عمر سرزندگیست...

تو فقط بخند...

برای من ،

ایـن تمــام زنــدگیــست
 

+ تاریخ سه‌شنبه 02 آبان 1391 ساعت 12:42 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران