دل نوشــــــتــه هـــای مــــن

 

 

 

و نترسیم از مرگ....

 

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

مرگ با خوشه انگور می اید به دهان

... مرگ گاهی ریحان می چیند

مرگ گاهی ودکا می نوشد

گاه در سایه نشسته است به ما مینگرد

 

 

و همه میدانیم ریه های لذت,پر اکسژن مرگ است....


+ تاریخ جمعه 29 دی 1391 ساعت 20:38 نویسنده a6ima6i | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید