|
دل نوشــــــتــه هـــای مــــن |
|
|
میگـטּ : خـבا آבمایے رو ڪـﮧ خیلے בوست בاره زیاב امتحاטּ میڪنـﮧ !!
اینطور ڪـﮧ مـטּ حساب ڪرבم
حس میڪنم خـבا " בیوونه ے " منـﮧ . . . !!!
مـטּ فََــرامـوش טּـکــرבهـ ام
مـטּ از نـهـایـت درد بهـ بــےحسـے رسیـבهـ ام !
رویِ دَســــــتِ " شَـــ ـــب " مانــــــده ام ...! دیگــــــر حتــــــی ... " خــــ ــواب " هــــــم مــــــرا نمــــــی بَــــــرَد ............! آنقـــدر نیستــیـــ ،
مـے دانــے …
تو رفتیو شب تاریک وخاموش تب بغضی منو گرفت در آغوش
تو رفتیو تموم لحظه هامو
به یادعشق توکردم فراموش
تو نیستی لحظه ها رو غم گرفته
تن ثانیه رو ماتم گرفته
تو نیستی و تموم خنده هامو
شب گریون غم از من گرفته
خدامیبینه اشک آدمارو
خودش داره حساب لحظه هارو
خدا میدونه بی تو چی کشیدم
خدامیشنوه بغض بی صدارو
دارم دق میکنم تحمل ندارم
دیگه خسته شدم دارم کم میارم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام همش بیقرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پرپر میزنه
تو رفتیو هنوز خیالت بامنه
![]() وفتی خسته ام
وقتی کلافه ام
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمیشکنم
شیشه ها را نمیشکنم
غرورم را نمیشکنم
دلت را نمیشکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است...که میشکنم
![]() میگویند موقع مرگ
همه زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد میشود
به فیلم زندگی ام که نگاه میکنم
به مردن علاقه مند میشوم
شاید
آن موقع یک بار دیگر دیدمت...
![]() در آغوشم ڪﮧ مے گیرے ،
آنقدر آرام مے شوم
ڪﮧ یادم مے رود
باید نفس بڪشم !
|
|